برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
کسی که در ایستگاه آخر زندگی لبخند زنان از قطار پیاده می شود
همان کسی است که می داند
چقدر خوب از لحظات کوچک و بی تکرار زندگیش لذت برده است !
نسرین بهجتی
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
از جایی به بعد آدمهای خطاکارو خیانتکار
بجای اینکه شرمنده بشوند وقیح تر می شوند
از جایی به بعد پنجره اندک امید را می بندی
یک سیلی به گوشت می زنی
یک چای دم میکنی
استکانت را به استکان خدا می زنی
خودت را از قید هر چه باید و نباید رها می کنی
نفس عمیق می کشی
و به زندگی سلام دو باره می دهی
از جایی به بعد می فهمی حیف خودم یعنی چه !
نسرین بهجتی
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
خورشید رو می گرفت
وقتی که قُمری سحر خیز هر صبح با بوی نان تازه
در درگاه خانه آفتابی می شد
مادرم که دهانش باغچه ای از نعنا و ریحان بود
مادرم که لهجه درختی اش را تمام پرنده ها دوست داشتند
مادرم که تا صبح آسمان را ستاره دوزی می کرد
مادرم که یاکریم ها را از خواب بیدار می کرد
هر صبح با شماتتی دلپذیر به من می گفت
بیدار شو دخترم
یا از زخمهایت خنجر بساز یا خوب شو
مرگ خاموش
از زخم بستر آغاز می شود !
نسرین بهجتی 10 خرداد 96
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا